| سلام ای مهربان پروردگار پاک و بی همتا
خدایا جز تو آیا مهربانی هست
گرچه پیمانم را با تو بشکستم
نمی شد باورم اما
چه زیبا باز من را سوی خود خواندی
عزیزا، من گمان کردم که دیگر راه برگشتی برایم نیست
خداوندا ! مرا البته می بخشی
گمان کردم به جرم غفلت از تو
مرا راندی و در را پشت سر بستی
حبیبا باورش سخت است
اما تو مرا اینک برای آشتی خواندی !!؟
به پاس آشتی با تو هم اکنون
من خدایا عهد می بندم از این پس بی شکایت دوست خواهم داشت
بی توقع مهر می ورزم
خدایا سینه ام را رحمت پاک گشایش مرحمت فرما
به لب هایم تبسم را به چشمم نور پاکت را
به قلبم مهرورزی را
خداوندا بلندای دعایت را عطایم کن
تو معشوق همه عالم از این پس عاشقی را پیشه ام فرما
خدایا راستش من آدمیزادم...
|